7 آبان روز کوروش است . روزی که در این خاک پاک قدم نهاد ، اما در زمان جز بر چهره مادر(ماندانا) و پدر(کمبوجیه یکم) کسی لبخندی ندید و کسی از این ولادت خوشحال نگشت زیرا آنانی که کوروش را دشمن قوم ماد می دانستند بی خبر از قدرت پادشاهی و عقل و خرد عظیم نهفته در او و آینده بسیار درخشان ایران زمین که با پادشاهی او رقم خواهد خورد بودند ، اما سرانجام سرنوشت و خواست دادار بر این شد که بی هیچ گزندی در دامان سپاکو(همسر مهرداد یا میترادات ، چوپانی که سرپرستی کوروش را بر عهده گرفت) رشد یابد و لقب «پسر چوپان» را بگیرد ولی اندک اندک جوهره ی وجودی اش را بر همگان آشکار می کرد تا این که در اولین تجربه ی پادشاهی  آن چنان تدبیر کرد که انگشت تعجب بر دهان شاه زمان ماند و باعث شد سر زندگی پنهان اش فاش شود  و در آخر او بود که توانست با کفایت و لیاقت  شاه آنشان  گردد .

خجالتیم کوروش جان این باراسوده نخواب