این روزها هرچند به دلیل مشکلات شخصی و مشکلات هاستی که فعلآ دارم شاید چندان وقتی به پرانتز نرسید، ولی خوب پست روز فردوسی قطعآ محفوظ است. شاید به رسم پیشین باید مطلبی می نوشتم ولی شب گذشته در مراسمی حاضر بودم در پاسداشت فردوسی که به حق از مراسم های که پیش تر در پاسداشت فردوسی برگزار شده بود و حاضر شده بودم بسیار باشکوه تر بود ، دست دوستان انجمن اسلامی دانشگاه صنعتی درد نکنه، حیفم اومد خبر جلسه را منعکس نکنم، خبر جلسه را می تونید از اینجا بخوانید. حقیقتآ تهیه گزارش از سخنرانی دکتر کزازی که به زبان فارسی سره سخن می گوید هم تجربه جدیدی بود. هرچند قصد نداشتم تو وبلاگم خبر بذازم ولی خوب این چون خبر خودمه یک جورایی حلاله(چشمک)

آموزه بزرگ فردوسی، ایرانی ماندن است
دکتر میرجلال الدین کزازی گفت: ما ایرانیان امروزه در برابر دوراهه ای ایستاده ایم و راه سومینی فرارویمان نیست. این دو راه این است، ایرانی بمانم یا ایرانی نمانم.
به گزارش خبرنگار مهر، ظهر دیروز در پاسداشت روز فردوسی، مراسمی با حضور تنی چند از اساتید ادبیات از جمله دکتر میرجلال الدین کزازی و دکتر مصطفی بادکوبه ای توسط انجمن اسلامی دانشگاه صنعتی اصفهان برگزار شد.

به آینده ایران زمین خوشبینم
کزازی در این مراسم تاکید کرد: اگرچه هستی تنی و اندامی شناختی ما در گرو پدران زیست شناختی ماست اما هستی و چیستی فرهنگی و تاریخی و مشی ما در گرو فردوسی است.
این استاد دانشگاه افزود: من بارها گفته و نوشته ام و بار دگر می گویم که به آینده ایران زمین خوشبینم. در روزگار طوفان زده دیر آشوب زندگی می کنیم و روزگار ما، روزگار از خود بیگانگی هاست. فرهنگ بیگانه، زیانبار و ویران گر تا نهانگاه خانه های ما راه جسته است و فرهنگهای بومی و منش ملی را پی در پی فرو می کاهد و گاه می روبد و از میان می برد.
وی تصریح کرد: این زیان و این گزند گران برای مردمانی مانند ما ایرانیان صدها بار گران تر و آسیب رسان تر است زیرا ما مردمانی نیستیم که به تازگی گام در پهنه تاریخ نهاده باشیم. ریشه های ما تا دورجای روزگاران از یاد رفته دمیده است. ما سر می افرازیم که یکی از کهن ترین و گران سنگ ترین فرهنگهای جهان را پدید آورده ایم.
کزازی با اشاره به شکوه و عظمت فرهنگ ایرانی، گفت: من آگاهانه می پذیرم از اینکه بگویم بزرگ ترین فرهنگ جهانی را داریم و به راستی باورم این است.
اگر زبان شیوای پارسی در روزگار نو از میان برود گونه ای سونامی سخن رخ داده است
وی یادآور شد: من روزگاری در گفت و شنود با جمعی، ترکیبی را به کار بردم که پسندیده فرهیختگان و فرهنگ وران افتاد. گفتم اگر زبان شیوای پارسی که بستر فرهنگ ایرانی است در روزگار نو از میان برود، گونه ای سونامی سخن رخ داده و این فاجعه فرهنگی و سونامی سخن تنها ما ایرانیان را به سوگ نخواهد نشاند. هر فرهنگ دوست، هر ستاینده دانش و آگاهی و فرزانگی و فروغ در هر گوشه گیتی به سوگ در خواهد آمد. اگر روزگاری فرهنگ ایرانی از میان برود، پشتوانه و شالوده فرهنگ جهانی از بین رفته است. شاید این سخن در پاره ای از شما سخنی گزاف بنماید که از سر شیفتگی به ایران به زبان من می آید، اما من بدان که می گویم دانش ورانه باور دارم.
جهانیان وامدار ایرانیان هستند
دکتر کزازی با تاکید بر اینکه “جهانیان وامدار ما ایرانیان هستند” افزود: آیا رواست که فرهنگهای بی ریشه، بی پیشینه و نوخاسته به یاری فن آوری نو با فرهنگی گرانسنگ، دیرینه و جهانی مانند فرهنگ ایرانی درآویزد و بستیزد؟ بی گمان روا نیست. من هنگامی که بزمهایی چنین باشکوه را می بینم که جوانان ایران زمین سامان می دهند به آینده ایران، نیک امیدوار می شوم. بزمهایی از این دست امیدآفرین است و آشکارا نشان می دهد که ایرانیان هر زمان دریابند فرهنگ، چیستی، هستی و منش شان آماج گزند و آسیب شده است به خود می آیند.

این استاد دانشگاه یکی از رازهای ماندگاری ایران زمین را تازشهای فرهنگی دانست و گفت: ما با تازشهای گوناگون در درازای تاریخ خود روبرو بوده ایم. تازشهایی که شیرازه ایران را از هم گسیخته اند و اگر یکی از این تازشها بر مردم دیگری می رفت از تاریخ بر می افتادند. اما این تازشها به ایرانیان پویایی بخشیده و ما این شیرازه را استوارتر از پیش بسته ایم. اما در این روزگار داستان به گونه ای دیگر است.
تازش فرهنگی امروز، نقض تر، نهان تر و نازک تر از تازشهای پیشین است
وی تازش فرهنگی امروزه را تازشی بی پیشینه دانست و گفت: تازش امروز مانند تازشهای گذشته بیرونی نیست. زیانی که تازش فرهنگی به مردمانی مانند ما می تواند رسانید با هیچ تازش بیرونی دیگر که به یاری لشگرکشی انجام می گیرد سنجیدنی نیست. اما این تازش فرهنگی نقض تر، نهان تر و نازک تر است و به گونه ای است که گاه ما در نمی یابیم و آگاه نمی شویم که به ما تاخته اند. پس آنچه پیش روی ما است آزمونی است که هرگز همتایی درگذشته نداشته است. بی گمان اگر بتوانیم در برابر تازشها بایستیم و این تازشها مانند تازشهای پیشین مایه بیداری و خودآگاهی ایرانیان شود از بوته این آزمون نیز سربلند و بی گزند بیرون خواهیم آمد.

 

فردوسی